ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۳۱, دوشنبه

آقای ماندلا، کارگران خسته اند(به مناسبت جام جهانی فوتبال)


گرامی باد یاد و نام مادر ترزا که تا آخرین لحظه عمرش با مردم آفریقا زجر کشید که با افتخار، نلسون ماندلا یار دیرینه اوست .

مردم آزادیخواه و برابری طلب جهان هرگز از یاد نخواهند برد 11 ژوئنی را که دادگاهی نژادپرست وابسته به رژیم جنایتکار آپارتاید حکم به حبس ابد تو داد و تصمیم داشت با این ترفند ستاره روشنت را برای همیشه در سلولهای انفرادی آفریقای جنوبی که گرفتار تبعیض نژادی بود خاموش گرداند . تاریخ می گوید پدران ما در آن برهه از زمان از این حکم ضد انسانی خون گریه کردند اما ما رد هیچ یک از این رودخانه های کوچک مملو از اشک و خون را منتهی به هیچ دریایی که به همه آبهای آزاد جهان راه داشته باشد نیافتیم . شاید گفته من نادرست باشد اما تو که بهتر می دانی تاریخ همیشه راست نمی گوید . مبارزان همراه و همدل با تو راهت را ادامه دادند و سرانجام با آزادی تو در اوایل دهه 90 میلادی پرنده در بند قفس سیاهان آفریقا برای همیشه به اوج آسمانها پرکشید تا سندی باشد برای آیندگان که عشق و آزادگی ، پیروز نهایی این جنگ نابرابر و ناعادلانه است .

آقای ماندلا ، میدانی دلم می گیرد وقتی می بینم وقت و جان میلیون ها آفریقایی طی چندین دهه تنها صرف رهایی از بند تبعیض نژادی می گردد و خوشبختانه پیروزی حاصل می شود اما معضلات ریز و درشت دیگری که جزء پسماندهای عفن رژیم آپارتاید بوده دوباره به سطح آب زلال و شیرین آزادی می آید و آن را مسموم می گرداند . این را از جنازه هزاران ماهی مرده ای که در زیر تلالو آفتاب سوزان آفریقا در حال تجزیه و پوسیدگی هستند می فهمم و از یاد نمی برم که چشم آن ماهیان اولین نقطه ای از بدنشان است که می پوسد .

گویا برای آفریقای عزیز تاریخ همیشه باید بیش از 2 بار تکرار گردد . چرا که فقر و گرسنگی در آنجا داستان دیگری دارد . چرا که انعکاس اخبار مرگ و میر کودکان سیاه از سوء تغذیه بسیار شدید در رسانه های جهان برابری نمی کند با کشتار قومی و نژادی در روآندا ، سومالی ، سودان و . . . چرا که انقراض انسان در آفریقا همانند انقراض گونه های متنوع جانوری و گیاهی در این قاره سیاه در حال پیگیری است .

و دوباره آقای ماندلا تو آمدی با کوله باری از خبرهای خوش برای مردمت . آری . . . حقیقت داشت فدراسیون بین المللی فوتبال ( فیفا ) که دستگاه پول سازش وصل است به کانال اصلی نظام سرمایه داری این بار حکمی خوشایند را برایت صادر کرد : میزبان جام جهانی فوتبال در سال 2010 کشور آفریقای جنوبی می باشد . چقدر توده های سیاه از این خبر شاد گشتند . بالاخره جهان آنها را آدم حساب کرد و لایق زندگی کردن لقب گرفتند . دیگر فقر و بدبختی کارگران و زحمتکشان آفریقای جنوبی جایش را به همت و تلاش خستگی ناپذیر برای بازسازی و تاسیس 10 ورزشگاه و هتلهای متنوع چند ستاره برای بازی و اقامت زرنشینان فوتبال در کشورشان داد تنها به این امید که ثابت کنند باز هم مثل همیشه شکرگزار زحمات انساندوستانه نلسون ماندلا هستند .

این بار قطار تاریخ سیاهان برای بار چندم در دور تسلسل باطل خود به ایستگاه خوش آب و هوایی به نام افتتاحیه جام جهانی 2010 رسید . باز هم 11 ژوئن زمان این مراسم باشکوه تعیین گردید و شما با 92 سال سن و آن کهولت مثال زدنی در جایگاهی ویژه به تماشای رقص و پایکوبی سیاهان نشستی و با اینکه خیلی وقت بود که خنده جانانه ای سر نداده بودی خندیدی و برای مردم کشورت دست یاری تکان دادی . غافل از آنکه در بیرون از این مراسم پر زرق و برق جمع کثیری از کارگرانی که ذکر خیرشان در بالا رفت در تجمعی اعتراض گونه نسبت به عدم پرداخت دستمزدشان دست به تظاهرات آرام زدند . کارگرانی که علی رغم تمام خزعبلات و جفنگیاتی که فیفا در باب سر وقت آماده شدن ورزشگاه ها مرتب در گوش سران سیاسی و ورزشی این کشور زمزمه می کرد آبروداری کردند و کارشان را به نحو احسن به پایان رساندند .

آقای ماندلا ، راننده قطار تاریخی این مردم زجر کشیده از این همه ظلم و جور ، جانش به لب رسید و خیلی سریع از این ایستگاه خوشنام خارج گردید . اواخر همان شب باشکوه بود که به تو خبر دادند نوه 13 ساله ات در یک سانحه رانندگی کشته شده است . شب 11 ژوئن .

چه کسی می تواند باور کند که کسی در این دنیا پیدا خواهد شد که بخواهد وجهه مبارز و انسانی شما را زیر سوال ببرد و زبانم لال به شما توهین کند ؟ حتی فکر کردن به این امر مرا خشمگین می گرداند .

آقای ماندلا ، در این زمان که در نیمکره جنوبی این زمین ناز پرورده فصل زمستان از راه رسیده است و نویسنده این مقاله در فصل تابستان عرق می ریزد می خواهم دست شما را گرفته و ببرم به خانه تک تک آن کارگران بی حقوق و مواجب گرفته . کودکان متعلق به این خانواده ها که جزء نسل سوم بعد از رفع تبعیض نژادی هستند آرزوی کوچک و شاید بزرگی داشته باشند . تماشای مسابقات جام جهانی فوتبال . می خواهند ببینند چطور همانند بازیکنان حاضر در این تورنمنت و بالاخص بازیکنان آفریقایی می توانند ستاره شوند تا استثماری دوباره را در آینده با خرید و فروش آنان در لیگ های اروپایی شاهد باشیم . دست اندرکاران استعدادیابی و دلالان خوش مشرب آنان در ورزش فوتبال ( بنویسید ورزش بخوانید تجارت ) از همین حالا روی بازیکنان مختلف براساس قدرت دریبل زنی ، قدرت بدنی ، سرزنی و . . . قیمت می گذارند و مست از این نرخ گذاری به تماشای مسابقات می نشینند .

کودکان کشورت خوشحال و با نشاط از تماشای مسابقات در پای تلویزیون بی صبرانه منتظر بازی افتتاحیه هستند : آفریقای جنوبی – مکزیک . درست چند ثانیه قبل از سوت آغاز مسابقات خیلی از تلویزیون های متعلق به این خانوادهای فوق الذکر خاموش می گردد و صدای کوبیده شدن کنترل تلویزیون بر فرق سر این رسانه جهانی توسط پدر یا مادر ، فرزندان آنان را میخکوب می گرداند : حق ندارید مسابقات را تماشا کنید . ما در اعتصاب هستیم .

شاید کارگران بر روی پلاکاردهای اعتراض آمیز خود ننوشته باشند : ما خواهان حذف تیم آفریقای جنوبی در مرحله گروهی مسابقات هستیم . ( تیم فوتبال آفریقای جنوبی بعد از انجام 2 بازی تنها 1 امتیاز کسب کرده است ) اما بدشان نمی آید به گونه ای نهانی و گاه آشکار این خواسته را در رفتارهای خود نشان دهند . خواسته ای که رنگ تندتری طی چند روز بعدی به خود می گیرد : تحریم کامل بازی های جام جهانی . از آنجا که در بیرون از محیط ورزشگاه ها و در مراکز تفریحی و پارک های ژوهانسبورگ ، دوربان ، پره توریا ، کیپ تاون و . . . مانیتورهای بزرگی نصب شده تا کسانی که امکان تماشای مسابقات را از نزدیک ندارند از این طریق ، خیره در این صفحات عظیم تصویری ، مبهوت و غرق لذت و شادی گردند ، کودکانی از همان خانواده های معترض کارگری را در گوشه و کنار آن مکان ها می بینی که یک چشمشان به صفحه مانیتور است و چشم دیگرشان که ناراحت و مضطرب به نظر می رسد به اطراف خود که مبادا پدر و مادرشان آنها را ببینند . اما من سوال فرو خورده آن کودکان که امکان آن را ندارند که از شما بپرسند را فریاد می زنم و می گویم : آیا فوتبال چیز بدیه که بابا مامانم منو به خاطر اون دعوا می کنه ؟

آقای ماندلا ، به هوش باش . می دانم که هستی . با اینکه داغدار هستی ببین که شیپورهای به صدا در آمده در ورزشگاه های کشورت که به نام وو وو زلا خودنمایی میکند و طنین کرکننده اش حتی امان تماشاگران را بریده صدای اعتراض کارگران را در نطفه خفه می کند . ببین که فاجعه به اینجا ختم نمی شود وقتی خبردار می شوی که تولید کننده این شیپورها کشور چین است . ببین که تجار این شیپورها قصد صادر کردن آن را به کشور های دیگر و به ویژه لیگ های معتبر و پول ساز کشورهای اروپایی دارند و از همین حالا دارند خواب زر و زور می بینند . و بالاخره ببین که رئیس محترم فیفا در جواب معترضین به صدای نا بهنجار این شیپور ها می گوید : ما نمی توانیم با فرهنگ و آداب و رسوم مردم شریف آفریقا مخالفت کنیم و باید به شعور آنان احترام بگذاریم .

آقای ماندلا ، من و همه دوستداران شما از شما می خواهیم که دوربین نگاه تیزبین تان را در مشاهده ظلم و جور مستولی شده بر توده های کارگری معترض که پدرانشان در زمان های دور در کنار شما بر علیه پدیده شوم تیعیض نژادی مبارزه کردند ، دوباره به کار بیندازید و یک بار دیگر رود خروشان آزادیخواهی را در رگ های خشکیده مردم آفریقا جاری سازید و همگام با کارگران کشورت اعلام کنی : بازیکنان فوتبال با ما متحد شوید .
آقای ماندلا مرا به خاطر این همه جسارت ببخش اگر بی انصاف بودم .

ابراهیم نورمحمد
28/3/1389


هیچ نظری موجود نیست: